گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان دانشگاه عشق

 

خلاصه رمان دانشگاه عشق: 

آن گاه که غرور کسی را له می کنی٬

آن گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی٬

آن گاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی٬

آن گاه که بنده ای را نادیده می انگاری٬

آن گاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی٬

آن گاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری٬

می خواهم بدانم٬ دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟

 

 

قسمت هایی از رمان دانشگاه عشق: 

حواسم نبود پسره همین جوری با چشاش خط و نشون می کشید که تری دست ما رو گرفت و کشید ما هم
بای نیگاه تحقیر آمیز از کنار پسره رد شدیم

اونم گوجه شد بعد دور شدن از اونا ترکیدم مثلا همه سفارش کرده بودن کرم نریزیم

ما هم که بچه های خوب اصن کرم ریزی تو کارمون نیست والا

رفتیم ی نیگاه به کلاس انداختیم و رفتیم سمت سلف آخیش هنوز بارون میومد خیلی حال میده خدایی.

دانلود رمان دانشگاه عشق
داشتیم از در وارد میشدیم که یهو بووووووق و ترمز و تصادف.

بله اونم چه تصادفی ، ی پسره با سرعت
داشت از در سلف میومد بیرون و سرشم تو گوشیش بود که از شانس جیگر مهرسا ،

مهرسا رو ندید و
تصادف کردن اونم چه تصادفی به جای اینکه بگیم افسر بیاد کوروکی بکشه باید بگیم گشت ارشاد

.والا
پسره همچین زل زده بود به چشای مهرسا و روش افتاده بود انگار مری با دوس دخترش اشتباه گرفته
بود .

یهو دیدم یا باب الحواعج ……………..

دو تا پسر گوریل کنارم وایساده بودن و همچین زل زدن به
این دو تا انگار سینما شیش بعدی تشریف اوردن دیدم دیگه یخورده بگذره یا رو چشای مهرسا حل میشه
ی حرکتی نشون دادم.

من : اهم اهم
پسره انگار به خودش اومدو بلند شد.مانتو مهرسا از دست رفته بود گل خالی شده بود . اوه اوه ددم وای
تری با چشم و ابرو بهم اشاره میکرد برم پیش مهرسا تا از اتفاقات ناگوار جلو گیری کنم.

رفتم سمتشو
دستشو گرفتم بلند کردم مهرسا هیچی نمیگف فقط به بدترین شکل تحقیرآمیز به پسره نگاه میکرد
پسره : اووووووه حالا مگه چیشده؟ شما زیاد حرص نخور واسه پوستت بده

که مهرسا پوزخند زد همیشه این پوزخندشو داشت و با اخم به پسره نگاه میکردیم که یکی از همون
هرکوال گفت .- چیشد آرسام ؟

اِاسمش آرسامه پس .(انگار هسته اتم شکافته)
اون یکی پسره : سالمی ؟

دیگه باید ی حرکتی میکردم
من : نه مرده الان چهلشه .برای شادی روح شادروان صلوات
بعدم خودم صلوات فرستادم .اوه اوه برادر اخمت تو حلقم
ببین کوچولو کاری نکن محوت کنما

مهرسا دیگه عصبانی شد هیچ وقت جواب اینارو نمیداد بعد ازاون اتفاق

مهرسا: تو خیلی بیخود میکنی .پاکن ایکبیری
ایول به این میگن طرفداری یه دست به افتخار آجیم بزنین

 

دانلود رمان دانشگاه عشق

دانلود رمان ادمین

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
نگاه که غرور کسی را له میکنی٬ آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی٬ آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی٬ آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری٬ آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی٬ آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری٬ میخواهم بدانم٬ دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دانشگاه عشق
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ناشناس
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    400
  • حجم
    2.3 مگابایت
  • 123 روز پيش
  • RAHA
  • 898 بازدید
  • 10000 تومان
موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.