گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان آسمان شب 3 جلد

 

خلاصه رمان آسمان شب :

راجع به دختری هست که از کار سخت بیمارستان انصراف می ده

و پرستار پسری می شه که تو کماست،

اون پسر بهوش میاد و شیدا رو برده خودش می کنه و …

 

قسمت هایی از رمان آسمان شب :

یه شب ساعت 2 : 30 دقیقه نصفه شب بود که حس سنگینی نگاهی باعث شد سریع سرم رو
بلند کنم.

اول به امیر مهدی نگاه کردم اما تو همون حال بود و چشماش بسته بود.
با ترس به اطرافم نگاه کردم و کسی رو ندیدم.

اینقدر سنگینی اون نگاه برام واضح بود که انواع و اقسام فکرای وحشتناک و ترسناک
اومده بود سراغم.

جن و پری و حتی عزرائیل…
اینقدر وحشت کرده بودم که بلند شدم برق اتاق رو روشن گذاشتم و روی تختم جوری
نشستم که بتونم کل اتاق رو زیر نظر داشته باشم.

تا صبح زانوهام رو تو بغل گرفته بودم و عین جغد نگاهم تو اتاق میچرخید و فقط صدای
جغد رو کم داشتم.

نزدیک های صبح بود که نفهمیدم کی خوابم برد.
با صدای یا حسینی که شنیدم از خواب پریدم و با وحشت دنبال منشاش گشتم که چشمم
به اقای لطفی خورد جلوی تخت امیر مهدی ایستاده بود و نگاهش میکرد.

به امیر مهدی نگاه کردم دیدم اونم چشماش بازه.
چشمام گرد شد.

چند بار پلک زدم تا فهمیدم که واقعیته و اون واقعا چشماش بازه.
شوکه بلند شدم و رفتم سمتش. کنار تخت ایستادم و دستمو جلوش اروم به چپ و راست
بردم و اونم یکی دوباره با مردمک چشماش دستمو دنبال کرد بعد نگاهش بی توجه به
دستم به صورتم خیره شد.

یه نگاه خیره و سنگین.
تازه فهمیدم سنگینی نگاه دیشب احتمالا بخاطر بیهوش بودن امیر مهدی بوده. و من الکی
تا صبح عین سگ لرزیدم…

دانلود رمان آسمان شب 3 جلد

سر پا ایستادم و امیر رفت سمت کمد و با چشم بند برگشت. اشک تو چشمام جمع شد.
کاملا برام واضح بود که قراره شکنجه بشم. زدم زیر گریه و گفتم:

-امیر توروخدا… ام…
با محبت ظاهری حال بهم زنش صورتم رو نوازش کرد و گفت:

-عزیزم… قراره بهت خوش بگذره. مطمن باش امشب از شدت ل*ذت فریادت بلند میشه.
بی توجه به گریه هام چشم بند رو برام بست.

در حالی که سست بودم و اشک میریختم امیر بازوم رو گرفت و از اتاق برد بیرون.
کاملا میتونستم حس کنم که داریم به سمت اتاق شکنجه می ریم.

البته از نظر امیر و ارمین اونجا اتاق بازیه… بازی های دردناک برای من و ل*ذت بخش و
مفرح برای اونا.

دانلود رمان کوچولوی شیطون

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
راجب دختری هست که از کار سخت بیمارستان انصراف میده و پرستار پسری میشه که تو کماست،اون پسر بهوش میاد و شیدا رو برده خودش میکنه و ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    آسمان شب
  • ژانر
    عاشقانه - بزرگسال - صحنه دار
  • نویسنده
    ناشناس بی احساس
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    جلد 1 : 349 - جلد 2 : 546 - جلد 3 : 302
  • حجم
    جمعا 16 مگابایت
  • 59 روز پيش
  • RAHA
  • 1,068 بازدید
  • 30000 تومان
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.