گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان الهه ای در لباس زیر

 

خلاصه رمان الهه ای در لباس زیر :

برادرم با یه جنایتکار قاطی شد و همه چیزش رو باخت، از جمله زندگیش رو.

و حالا، من باید بدهی های برادرم رو صاف کنم. تنها چیزی که دارم بیست دلار تو جیبمه، و لباس هام تو کمدم.

خونه برای بدهی به بانک ضبط شد؛

و آخرین بازمانده از خانوادم به قتل رسید.

پنجه گفت و تهدیدم کرد که، اگه فرارکنم شکنجم میده. ولی، من تا جهنم فرار می کنم.

برای همین به میلان رفتم.

بزرگ ترین طراح لباس زیر دنیا به دنبال استعداد جدیدی می گشت، دقیقا از جنس مدل نیستم، ولی شاید بتونم کاری برای برند بارستی انجام بدم.

و مخفیانه زندگی کنم اما وقتی »کانوی بارستی« بدنام رو دیدم اون برای من نقشه های
دیگه ای داشت.

آیا من از یه هیولا به آغوش هیولایی دیگری فرار کردم؟

 

قسمت هایی از رمان الهه ای در لباس زیر :

– من فقط خودم بودم.
– پس دوباره انجامش بده.
در حالی که دستش رو تو جیبش فرو برده بود، از اون جا دور شد.

– همه چیز رو با هم ترکیب بکن و این صحنه رو مال خودت بکن.
– می خوای این آخر هفته من رو به نمایش بزاری؟
من شنیدم که چند بار به نیکول اشاره کرد. اون هفت طرح لباس زیر
رو تو این هفته طراحی کرده بود، و به این ترتیب، دستور داد تا
طرح ها برای نمایش حاضر بشن.

– آره.
– اگه تو از عملکرد من ناراضی هستی، می تونی از من برای شوهای
بعدی استفاده بکنی.
– نه.

جلو اومد و بازوهاش رو روی سینه اش جمع کرد.
– تو در آخرین فینال من خواهی بود.
– این چیه؟
– آخرین مدلی که مقدس ترین چیز رو نشون می ده؛ ملکه الماس نامیده
می شه. می خوام زن باشی و این رو به دنیا نشون بدی.
قبل از این که به سمتم برگرده، جمعیت خالی رو برانداز کرد.

اون یه تازه کار رو می خواست که مهم ترین قسمت نمایش رو انجام
بده؟
به نظر مضحک می اومد.
– مطمئنم یکی از مدل های دیگه ات تجربه بیشتری برای چیزی مثل این
داره… .

– من نمی خوام مدل دیگه این کار رو بکنه. من می خوام تو باشی.
– چرا؟
با من رو به رو شد، چشم های تیره اش با خصومت شدید باریک شده
بودن. فکر می کنم نباید این سوال رو می پرسیدم.
– اهمیتی نداره که چرا، تو این کار رو می کنی و بهتره من رو نا امید
نکنی….

موهام دور شونه هام ریخته بود؛ حلقه هایی نرم و لطیف که برای لمس
کردن انگشت هاش آماده بودن. اون به طور کامل خیره من شده بود،
انگار نیاز به نفس کشیدن نداشت.

– مسیح…!
حیرت رو تو چهره اش دیدم، همون نگاه خیره و متمرکز که وقت کار
روی چهره اش نقش بسته بود؛ این حالت بیشتر شه*وانی و جاه طلبانه
بود. چشم هاش روی پوستم می سوخت. قبل از این که لباس زیرهام رو
دربیاره، من ل*خت بودم.

– الهه!
چشم هام به سمتش تغییر کرد، از روی غریزه می دونستم که این اسم
جدید من برای اونه) یعنی انتخاب کرده که سفایر رو الهه صدا بزنه.(
– روی تخت.

ان قدر عصبی بودم که به سختی میتونستم روی پاهام حرکت کنم.
مثل گوزنی که سعی داره راه رفتن یاد بگیره، یه کم قبل از این که دستم
به تخت برسه، یه کم تکون خوردم.

ملافه ها پنبه مصری بودن و خیلی راحت بودن، راحت ترین چیزی که تا به حال روی اون خوابیده بودم.
حالا دست هام لحاف نرم و لطیف رو لمس می کردن.

وقتی روی تخت خزیدم از روی اون رد شدم. نمی دونستم چه طور من رو می خواد؛
ولی فکر کردم می خواد من رو از پشت…

دانلود رمان الهه ای در لباس زیر

دانلود رمان آدم آهنی و شاپرک

 

 

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
برادرم با یه جنایتکار قاطی شد و همه چیزش رو باخت، از جمله زندگیش رو. و حالا، من باید بدهی های برادرم رو صاف کنم. تنها چیزی که دارم بیست دلار تو جیبمه، و لباسهام تو کمدم. خونه برای بدهی به بانک ضبط شد؛ و آخرین بازمانده از خانوادم به قتل رسید. پنجه گفت و تهدیدم کرد که، اگه فرارکنم شکنجم میده. ولی، من تا جهنم فرار میکنم. برای همین به میلان رفتم. بزرگترین طراح لباس زیر دنیا به دنبال استعداد جدیدی میگشت، دقیقا از جنس مدل نیستم، ولی شاید بتونم کاری برای برند بارستی انجام بدم. و مخفیانه زندگی کنم اما وقتی »کانوی بارستی« بدنام رو دیدم اون برای من نقشه های دیگه ای داشت.آیا من از یه هیولا به آغوش هیولایی دیگری فرار کردم؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    الهه ای در لباس زیر
  • ژانر
    عاشقانه - بزرگسال - صحنه دار
  • نویسنده
    Penelope sky
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    جلد 1 : 332 - جلد 2 : 570 - جلد 3 : 549 - جلد 4 : 480
  • 144 روز پيش
  • RAHA
  • 1,975 بازدید
  • 30000 تومان
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.