گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان بازمانده هات

 

خلاصه رمان بازمانده هات:

من طلام دخترک افغان که در حال فرار از مرز زخمی میشم بزور خودم رو نجات میدم

اما با اسیر شدنم توسط یه مرد به عنوان برده ی جن .سی فروخته میشم

و من تبدیل می شم به بازمانده‌ هات. بازمانده‌ هاتی که هرشب مجبور به تمکین از ارباب خشن خودشه تا جایی که…

 

 

قسمتی از رمان بازمانده هات:

از ترس جیکم در نمی اومد..
اردشیر امروز خیلی وحشتناک لیلا رو زده بود
دلم براش سوخت

نگاهی بهش انداختم با گذشت چند ساعت هنوز عصبی بود
سنگینی نگاهم رو حس کرد برگشت و با نگاه برزخی بهم زل
زد..
فریاد کشید برام اب بیار به چی خیره شدی
چشم هام روی هم اومد..

داد کشیده بود زود خودم رو از مبل فاصله دادم و گفتم :
-چشم.
بعد سمت اشپزخونه رفتم…
مریم و بقیه از ترس بیرون نمی اومدن..
وارد اشپرخونه که شدم مریم سریع از جاش بلند شد
با ترس نگاهی بهم انداخت و با صدای خفه ای گفت :
چی شده!!؟
کنارش زدم و اروم گفتم :

-هیس الان وقتش نیست
بعدا میگم بهت الان یه لیوان اب هم بده براش ببرم..

مریم نفسی بیرون داد و باشه ای گفت
بعد رفت سمت یخچال و درش رو باز کرد

بطری بیرون اورد خواست اب بریزه داخلش که گفتم :
-نمی خواد اینو با یه لیوان بهم بده
خودم براش می ریزم..

بدون حرف بطری و لیوانی رو دستم داد
برگشتم و با قدم های بلند از اونجا زدم بیرون..
اردشیر داشت با تلفن حرف می زد..

دانلود رمان بازمانده هات

ارباب زاده براتون اب اوردم چقدر براتون بریزم!!!.
نگاهم میخ لباش بود که تکون می خورد.

نفس عمیقی کشیدم..
یهو خودم رو کشیدم جلو چنگی به پشت گردنش گذاشتم
وسرش رو جلو اوردم و لب*ام رو گذاشتم روی ل.بش

چشم هاش گرد شد
بعد چند دقیقه و سرم رو عقب بردم..
با نگاه خماری لب زدم

-نمی تونم تحمل کنم..
بعد مچ دستش رو گرفتم و دنبال خودم کشیدم..
باید عصبانیتم رو خالی می کردم..

اونم با رابطه.. رابطه خشنی که طلا باید تحمل می کرد..
سمت اتاقی که طبقه پایین بود رفتم..

دستگیره رو پایین کشیدم و در رو باز کردم..
همینکه در رو بستم برگشتم سمت طلام خواستم ببوسمش که
خودش رو کشید عقب..

دستش رو بلند کرد و بطری رونشونم داد.
-صبر کن ارباب زاده اینا رو بذارم..
بی طاقت بهش خیره شدم..

دستش رو ول دادم
رفت سمت عسلی..
بطری و لیوان رو گذاشت عسلی..

 

دانلود رمان ارباب خشن و هات من کامل

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
من طلام دخترک افغان که در حال فرار از مرز زخمی میشم بزور خودم رو نجات میدم اما با اسیر شدنم توسط یه مرد به عنوان برده ی جنسی فروخته میشم و من تبدیل میشم به بازمانده‌ هات. بازمانده‌ هاتی که هرشب مجبور به تمکین از ارباب خشن خودشه تا جایی که...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بازمانده هات
  • ژانر
    عاشقانه - اربابی - صحنه دا
  • نویسنده
    ناشناس
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    1225
  • حجم
    4.5 مگابایت
  • 130 روز پيش
  • RAHA
  • 2,141 بازدید
  • 15000 تومان
موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.