گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان ترنس مرموز

 

 

خلاصه رمان ترنس مرموز :

همه چی از اونجایی شروع شد که من عاشق شدم عاشق مردی در اندام زنانه!
عاشق دختری که با دیدنش اندام های زنونه و برجسته ی بدنم تح*ر*یک می شد ..

بین پام خیس می شد و جلوی ناله ام رو نمی تونستم بگیرم..
عاشق ترن*سی در ابعاد دخترانه..
عاشق دختری که به خاطر یک سری تغییرات هورمونی باعث تعجب شده بود..
و تعجبم وقتی به بهت پیوست که ال*ت تنا*سلی مصنوعی رو جلوی در اپارتمانم دیدم که…

قسمت هایی از رمان ترنس مرموز :

مهری نگاهی نگران بهم انداخت.. فکر می کرد حرفاشونو متوجه می شم ولی در اصل تو عالم دیگه ای سیر می کردم

پوفی بلند کشید و گفت:

– بعدا حرف می زنیم

و منو سوار ماشین کرد و خودشو پشت رل نشست و گاز داد سمت خونم….

به ایینه اسانسور تکیه داده بودم.. و سک سکم بند نمی اومد.. دستی بر موهای اشفتم کشیدم.. نبسته بودمش و دورم ریخته بود دکمم باز بود و لباس زیرم هویدا بود..

با رسیدن به طبقه ی سوم .. با خواب الودگی .. تلو تلو خوران کلیدمو از کیفم خارج کردم و با خنده سعی کردم تو سوراخ در کنم ولی بی فایده بود و هربار از دستم می افتاد

سنگینی اون نگاهو باز روی خودم احساس کردم
بی توجه به کلید افتاده قدمی به سمت در روبه رویی برداشتم ..

در باز شد و هیکل گندش از پشت در کند شد.. نگاهم روش ثابت موند.. دختر بود یا پسر؟

موهای کوتاه خرمایی پسرونه.. هیکلی تنومند… صورتی با فیس پسرونه و یه ته چهره ای به دخترا می خورد.. ریش و سبیلی روی صورتش نبود و همین باعث می شد فکر کنی دختره.. قدمی سمتم برداشت که قهقه زدم و گفتم:

– دختری تو؟؟؟
لحن کشدارم باعث شد بایستد.. نگاهی به سر تاپام انداخت و نگاهش روی دکمه های بازم ثابت موند

با لبخند شالمو از سرم کندم و اومدم مانتومو درارم که فورا سمتم اومد و دستمو کشید. متعجب به بغل کشیدنم نگاه کردم..

غرید: همسایه ی ول هم نداشتیم که الان داریم..

صداش! صداش مردونه و پخته بود.. نگاه خمارمو توی چشماش دوختم و زمزمه کردم: ولم کن

نگاهم کرد و گفت: ولت کنم میفتی زمین..

همون طوری ولو شدم تو بغلش پوفی کشید و سمت واحدم بردم خم شد کلید و برداشت و در و باز کرد هلم داد داخل تلو تلو خوران سمت پذیرایی رفتم..

تو عالمی به نام هپروت بودم! جسما این جا بودم ولی روحا در عالمی پر از خنده و منگی فرورفته بود.. کیفمو وسط خونه پرت کرد .. قدمی سمت در برداشت که گفتم: کــجا میری؟

سمتم برگشت باز نگاهش خیره ی سی*نم شد..

نگاهمو به بین پاش دوختم… برجستگی ای روندیدم

پوزخندی زدم و گفتم: **ر که نداری پس چه جور پسری

به آنی صورتش از خشم کبود شد

چشم ریز کرد و گفت: چی گفتی؟

 

دانلود رمان ترنس مرموز

دانلود رمان لذت هم آغوشیت

 

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
همانطور که ماگ بزرگمو که حاوی قهوه بود وفوت می کردم به حرفای مهری هم گوش می دادم: سودا تصمیمت چیه هان.. یه مدت باهاش باش اگر دلتو زد کات کن بابا دختر تو این همه خاطر خواه داری.. باز چسبیدی کنج خونت و شعار سینگل باش و پادشاهی کن و سر میدی به خدا من اگه قیافه ی تو و موقعیت تو رو داشتم ذره ای برای قبول رابطم با هیراد مکث نمی کردم بابا این پسر بد تیکه ایه خره قبول کن. قیافه ی هیراد تو خاطرم نقش بست و تنها یک جمله تو ذهنم پدیدار شد: پسری با…………
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ترنس مرموز
  • ژانر
    عاشقانه - بزرگسال
  • نویسنده
    ناشناس
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    728
  • حجم
    5.6 مگابایت
  • 119 روز پيش
  • RAHA
  • 1,116 بازدید
  • 15000 تومان
موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.