گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود رمان عشق یا انتقامPDF 

خلاصه ای رمان عشق یا انتقام :

دختری به نام آناشید هستش که تو 12 سالگی به فرزند خوندگی یه خانواده اشرافی پذیرفته میشه و اونا یه پسر دارن به اسم آریو که 6سال از آناشید قصه ما بزرگتره و …

قسمتی از رمان عشق یا انتقام :

در اتاقش رو باز کرد و رفتیم داخل ول کن نبود که هی
داشت می بوسید منو روی تخت گذاشت و خودش خیمه
زد روم از هم جدا شدیم که با چشمای براقش نگام کرد و
گفت :
– نمیتونم تحمل کنم که کنارم باشی و نه بغلت کنم نه
اینکه نبوسمت

خندیدم که گوشه ی لبم رو بوسید چشمام گونه هام جای
جای صورتم رو بوسید دستش به زیر تاپم پیش روی کرد
که دستش رو گرفتم و گفتم :
– امشب نه خواهش میکنم خیلی خسته ام
با چشمای خمار نگام کرد و گفت:
+ باشه ولی تو بغلم بخواب
– اوکی ولی بزار برم لباسام رو عوض کنم یه مسواک بزنم
بعد میام
+ باشه برو

بلند شدم و رفتم تو اتاق خودم لباسام رو در آوردم و
سرجاشون گذاشتم شون با اینکاراش دل بی جنبه ی منو
به بازی می گرفت مسواکم رو زدم و به خودم نگاهی کردم.

موهام رو باز کردم و شونه اشون کردم و از آینه نگاهی به
خودم انداختم یه تاپ و شلوار ست که مشکی بودن و
قلبای رنگی روش بود ولی خوبیش این بود که گشاد بود از
اتاق خودم رفتم بیرون و پشت در اتاقش ایستادم .

چند تقه به در زدم و بعد رفتم تو با یه شلوارک روی تخت
دراز کشیده بود جلو رفتم و کلید لامپ رو زدم که اتاق
تاریک شد با احتیاط جلو رفتم و روی تخت نشستم و
آباژور کنار تخت رو روشن کردن و دراز کشیدم که به
سمتم چرخید و منو تو بغلش کشید داشتم خفه میشدم
– آریو

+ جانم
نگو جانم قلبم بی جنبه است
– به نظرت سرنوشت من و تو چی میشه
+ نمیدونم بگیر بخواب
– باشه

چشمام رو بستم که از فرط خستگی زیاد سریع خوابم برد
نمیدونم چند ساعت از خوابم گذشته بود که با حس
زبون آریو روی گردنم بیدار شدم خیس گردنم رو می
بوسید و زبون می کشید واقعا حس و حالش رو نداشتم

– آریوو بزار بخوابم
دوباره به بوسیدنش ادامه داد واقعا خوابم میومد و اگه
کسی وقتی خیلی غرق خوابم بیدارم کنه و بعد نزاره
بخوابم بدجور پاچه اش رو میگیرم اعصابم خورد شد و
بلند شدم

– نتیجه میگیرم که اینجا نمیشه خوابید من میرم تو
اتاق خودم کپه مرگمو بزارم
بلند شدم داشتم می رفتم که دستاش رو دور کمرم حلقه
کرد که افتادم روش و آخی گفتم
+ خب الامصب وقتی انقد نزدیکمی که نمیشه خوابید

– پس من می رم تو اتاقم تا هم تو راحت بخوابی هم من
+ باشه کاری باهات ندارم بخواب
منو کنار خودش گذاشت بغلم کرد و روی موهام رو بوسید
گفت :
– شب بخیر جوجوی غر غروی من
دیگه خواب نزاشت که بیدار بمونم و جوابش رو بدم…ادامه دارد

 

دانلود رمان عشق یا انتقامPDF : دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان بزرگسال دانلود رمان اجباری

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
خلاصه ای از رمان عشق یا انتقام : دختری به نام آناشید هستش که تو 12 سالگی به فرزند خوندگی یه خانواده اشرافی پذیرفته میشه و اونا یه پسر دارن به اسم آریو که 6سال از آناشید قصه ما بزرگتره و ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    عشق یا انتقام
  • ژانر
    عاشقانه بزرگسال اجباری
  • نویسنده
    فاطمه
  • طراح کاور
    goldroman
  • صفحات
    3541
  • حجم
    14.7 mb
  • 72 روز پيش
  • sajad
  • 2,696 بازدید
  • 20000 تومان
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.