گلد رمان
دانلود رمان های عاشقانه

دانلود همخواب شیطانpdf

 

خلاصه ای از رمان همخواب شیطان :

هم خواب شیطان شدن ، چیزی است که من به آن باور نداشتم !
لذت چشیدن گناه را باور نداشتم !
من حتی شیطان را باور نداشتم !
من نفهمیدم ، خوبی فقط با بدی وجود دارد !
من نفهمیدم ، در جهنم غرق میشوم یا بهشت ؟
من خودم را برای شیطان عریان کردم !
و این من بودم که ب*ک*ا*ر*ت به شیطان بخشیدم و آتش جهنم را گرفتم !
و این تمام من بود که خودش را همخواب شیطان کرد !

قسمتی از رمان همخواب شیطان:

نفرت ، خشم از آوینای خیانتکار تمام وجودم رو پر کرده بود …!!
فقط میخواستم ثابت کنم ، این مرد مشکل نداره
یعتی بیشتر میخواستم شکست آوینا رو ببینم !!
دستام رو باز کن .. میخوام همراهیت کنم!!
با تعجب به چشمام زل زد
با لبخند خبیثی گفتم

چیه ؟!!! بهم نمیاد بخوام باهات بخوابم ؟!!
پوزخندی زد و از روم بلند شد ..
دستام رو باز کرد ، خودم س*و*ت*ی*ن*م رو از روی چشمام کامل برداشتم و انداختم گوشه ی تخت
آروم روی تخت درازش کردم و روی شکمش نشستم …
به دست راستم تکیه دادم و درحالی که خط های فرضی روی سینه اش میکشیدم گفتم
میخوای ثابت کنی ناتوانی نداری ؟!!
لبخند زدم – کمکت میکنم !!

به دنبال حرفم لباش رو بوسیدم …
همراهیم که کرد ، دلم پراز خوشی شد
اون لحظه عشق و ش*ه*و*ت کورم کرده بود
چه لذتی بالا تر از آروم گرفتن توی آغوش مردی که زنش ادعا میکرد
مشکل جنسی داره ؟!!!

مردی که تحریک نمیشد ؟!!!!
ولی من تحریکش کرده بودم … حسش میکردم … خواستن رو توی جسم و چشمای این مرد رو حس
میکردم … اونقدر پیش رفتیم که .. تمام زندگیم رو به پاش ریختم ….!!!
ب*ک*ا*ر*ت بکر و دست نخورده ام رو …!!!
بوسه های خیسش روی گلوم و گردنم

باعث شده بود آه و نا*له ام خواستنی تر بشه …
بوسه ای به گردنش زدم
رگ متورم شده ی گردنش رو بوسیدم …
دستش رو روی بدنم حرکت داد و
لای پام گذاشت و با فشردنش آه کش دارم کنار گوشش رها شد …

مغزم قفل شده بود …
دلم میخواست عضو* *قط*ورش رو لمس کنم …
دستم رو داخل ش*ورت سیاه رنگش بردم ..
با لمس اون عضو قطور و داغ و پر از رگ های بیرون زده ی سفت، ش*ه*و*ت*م بیشتر شد…ادامه دارد

 

دانلود همخواب شیطانpdf : دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان بزرگسال دانلود رمان صحنه دار 

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
خلاصه کتاب
خلاصه ای از رمان همخواب شیطان : هم خواب شیطان شدن ، چیزی است که من به آن باور نداشتم ! لذت چشیدن گناه را باور نداشتم ! من حتی شیطان را باور نداشتم ! من نفهمیدم ، خوبی فقط با بدی وجود دارد ! من نفهمیدم ، در جهنم غرق میشوم یا بهشت ؟ من خودم را برای شیطان عریان کردم ! و این من بودم که ب*ک*ا*ر*ت به شیطان بخشیدم و آتش جهنم را گرفتم ! و این تمام من بود که خودش را همخواب شیطان کرد !
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    همخواب شیطان
  • ژانر
    عاشقانه بزرگسال صحنه دار
  • نویسنده
    فاطمه افکاری
  • طراح کاور
    goldroman
  • صفحات
    373
  • حجم
    2.44 mb
  • 65 روز پيش
  • sajad
  • 4,817 بازدید
  • 15000 تومان
ورود کاربران
درباره سایت
گلد رمان
گلد رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " گلد رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.